X
تبلیغات
رایتل

شعرم

 یا الله

 

 

 

سلام و صدها سلام بر شما دوستان خوبم! 

 

این شعر از خودمه مدتها پیش نوشته ام: 

امشب,در یک سکوت بی پایان,

نگرانیهایم, ترسهایم, و تمام اضطرابهایم

را به خدا وا می گذارم.

امشب ,در آسمان مخمل سیاهم,

ستارگان نورانی زندگیم را یکی یکی

به خدا وا می گذارم.

به او, به آن مهربان ترین, دلسوزترین, داناترین.... 

امشب, برای اولین بار, تمام باری را که

سالهای طولانی بر دوش کشیده ام

بر آغوش مادرانهء زمین می نهم.

و رها میکنم هر آنچه, هر آنکه, با خود دارم...

حتی این جسم عزیز نازنینم را....

چه هستم؟

که هستم؟

شاید یک قطرهء ناچیز آب در یک اقیانوس بی انتها...

و شاید فقط یک شعاع کوچک نور در انوار آفتاب...

معلّق در کهکشانها...

یک ذرّهء مملو از عشق و آگاهی....

سبک, بی وزن, رها در خلاء هستی

رها, رسته, آزاد, تسلیم

یک لحظه مسلمانم...... 

  

تولد مسیح (ع) مبارک باشد!