X
تبلیغات
رایتل

مرگ و زندگی

با نام خدای مهربان 

 

یکی چیزی درونم دارد می میرد ... انگار غدّه ای میخواهد بترکد... 

 

غدّه ای که سالهای سال درونم بوده و دردم داده و...  

 

عذابم داده... احساسش میکنم ...  

 

پر از من های ریز و درشت است... رسیده و این روزها منتظرم بترکد... 

 

تبرکد تا رها شوم... 

 

مدتی است که خدا صبرم دارد میآموزد... با مهر با سیلی با درد... 

 

صبر کن به این!... 

 

صبر کن به آن!... صبر کن.... صبر کن... دم بر نیاور!...  

 

ساکت باش!...چقدر صبور شده ام.... باورم نمیشود!!! 

 

اما تنها شده ام.... بین اینهمه آدم تنهایم... خیلی تنها... 

 

خدایا! دلم برای استادهایم یک ذرّه است!... 

 

دعاهایم برای دیگران برآورده شد... اما دعاهایم برای خودم... 

 

هر وقت نخواستم خدا داد... خدا غیور است! 

 

میخواهد هیچ خواستن را بیآموزم!...  

 

هیچ نخواه... هیچ نخواه...  

 

فقط آرام بنشین تا .... غدّه ها در آرامش و سکوت میترکند و سپس ...... 

 

جوانه زدن ها را تماشا کن..... 

 

ببین ... که درونت جریان مییابد و میسوزاند... 

 

میسوزاند ... همه را ... حتی این غدّهء نکبت را... 

 

هر آنچه به تنگم آورده اند!   

 

............

 

برایتان دعا میکنم میدانم جواب خواهد داد... 

 

شما هم مرا دعا کنید حتما جواب خواهد داد... 

 

دعای برای دیگران را حتما جواب میدهد! 

 

ای آسان کننده ی کارهای سخت،  

 

سخت شده برایم کارهای آسان،  

 

آسان کن برایم کارهای سخت