X
تبلیغات
رایتل

 

با نام او 

 

سلام نازنینم! 

 

میدانی گردباد یک نقطه ای درست در مرکزش دارد که نامش را ؛چشم گردباد؛ مینامند . 

 

و این نقطه آرام ترین و ساکت ترین محل گردباد است. دور و بر همه چیز بهم میریزد و طوفان 

 

و باد غوغا میکند ولی آن نقطه در آرامش و سکوت عجیبی قرار دارد. 

 

من حالا در این نقطه از زندگی هستم. بیرون و دور و برم غوغاست ولی خودم انگار آن وسط 

 

ساکت و آرام نشسته ام و اگر کاری از دستم بر آید انجام میدهم و اگر نیاید همانطور ساکت م 

 

میمانم. عجیب آرامشی دارم!!! 

 

اما این شیطان مگر آسوده مینشیند؟! چند روز است که دارد میپرسد: تو چرا آرام هستی؟  

 

نکند راضی به این هستی که این آدمهای اطرافت اینقدر گرفتارند؟؟!! آهان حتما ته دلت 

 

راضی و خوشحالی که این بلاها دارد سر عزیزانت میآید؟؟!! 

 

کم کم داشتم باورش میکردم و دیشب یک ترس ملایمی را در خودم حس کردم و امروز 

 

به دوست دانایم زنگ زدم و همه را گفتم.... میدانی نازنین عزیزم؟! 

 

ترس از موفقیت.... خیلی جالب است میشناسمش درست همین است این آقا شیطان 

 

راضی به رضای من از خدا نیست :)))) 

 

و دارد چوب لای چرخ میگذارد که چه راحت نشستی و اینهمه بلاها سر دیگران نازل میشود. 

 

و جریان از این قرار است که ما بدلیل عمری زیستن با احساس حقارت عادت کرده ایم که  

 

حالمان همیشه بد باشد و به زبانی دیگر خود را لایق خوشبختی نمی دانیم. 

 

اما خوبی اش این است که حالا دیگر در من این زمزمه های شیطان کارگر نیست.  

 

آگاهی تنها دشمن اوست. آگاه که شدی باز میرود گوشه ای مینشیند و نقشه ای دیگر 

 

میکشد. 

 

خدایا از شر این شیطان درون و بیرون به تو پناه میآوریم.