X
تبلیغات
رایتل

خدایا با نام عزیز تو 

 

این نازنین! 

دلم خیلی تنگ است! به اندازه کوههای عالم به اندازه آبهای عالم. 

تضاد تضاد تضاد... دو پاره شده ام؟! 

از طرفی دلم میخواهد از تمام نامردهای دنیا انتقام بگیرم و از طرفی دلم به حالشان میسوزد. 

میدانی نازنینم! 

در ماشین را که باز کردم آرام خورد به ماشین کناری ... مردی در ماشین بود پیاده شد و من فورا 

معذرت خواستم گرچه هیچ خراشی روی ماشینش نیفتاده بود. غرغر کرد. برگشتم و آرام گفتم: بابا جان ببخشید ماشینت هم که چیزی نشده چرا غرغر میکنی؟!  

و رفتم دنبال کارم... وقتی برگشتم ماشینم را محکم خط انداخته بود ... هر بار که خط را میبینم نفرینش میکنم و بعدش پشیمان میشوم.... تضاد!!! 

این را گفتم که بعدش بگویم حالا اطراف من پر از این آدمهاست. عجیب است ولی آدمهایی که  

تحقیر و اجحاف میکنند و بعد مرا متهم میکنند عین آن مردک ماشین خط انداز!؟؟ 

 دلم را میخراشند و وقتی گفتم آخ! های هوی راه میاندازند که آخ گفت. 

دلم گرفته... خیلی دلم گرفته....