مترجم متن ۱۶ زبان مترجم متن ۱۶ زبان
سایتهای خارجی را از این پس با زبان فارسی باز کنید
آموزش نفوذ در دلها
روشهای موثر ایجاد علاقه و اصول برقراری روابط صمیمانه را بیاموزید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

با نام خداوند مهربان بخشاینده

 

سلام و سلامتی برای همهء دوستان

 

 از خواندن و شنیدن سخنان عمیق و بسیار سادهء عارف مثبت بین,

آقای اسماعیل دولابی, روح و جسم انسان انرژی تازه و نشاط می یابد:

 

_. هر که گرفتار است, گرفتهء یار است.

_. غم, پیغام دوست است, وقتی غم آمد با او(خدا) خلوت کن ببین با تو

   چه کار دارد؟!

_. کثرت, غم آور است و توحید, قاتل غم.

_. دوای سوز, ساز است. اگر سازش کردی همه بلاها و سوزها, ساز میشود.

  

_. خداوند عبدش را با تیر و تور و تار صید میکند:

تیر برای فراریها, تور برای متوسطین, و تار و آواز ملکوتی برای مقربین.

..... 

 

در دعاهایم هستید! 

التماس دعا!

با نام او که بزرگترین است 

 

 ایمان قوی داشته باش و بدان 

 

هر چه رخ میدهد خواستهء 

 

پروردگار یکتای داناست!

سلام دوستان! 

 

بدانید همیشه در دعاهایم هستید... 

 

 

این داستان را یکی از دوستان برایم فرستاده بود: 

 

سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی میکرد که وزیری داشت.

 

 

وزیر همواره میگفت: هر اتفاقی که رخ میدهد به صلاح ماست.

 

 

 

روزی پادشاه برای پوست کندن میوه کارد تیزی طلب کرد اما در حین 

 

 بریدن میوه انگشتش را برید،وزیر که در آنجا بود گفت:  

 

نگران نباشید تمام چیزهایی که رخ میدهد در جهت خیر و  

 

صلاح شماست ! 

 

پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این  

 

اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زندانی کردن وزیر را داد 

...

چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شکار به نزدیکی جنگلی 

 

 رفتند. پادشاه در حالی که مشغول اسب سواری بود راه  

 

را گم کرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد، 

 

در حالی که پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سکونت 

 

 قبیلهای رسیدکه مردم آن در حال تدارک مراسم قربانی  

 

برای خدایانشان بودند،زمانی که مردم پادشاه خوش سیما  

 

را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور کردند وی بهترین قربانی  

 

برای تقدیم به خدای آنهاست... 

آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بکشند، 

 
اما ناگهان یکی از مردان قبیله فریاد کشید :  

 

چگونه میتوانید این مرد را برای قربانی کردن انتخاب کنید  

 

در حالی که وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه کنید !!!  

به همین دلیل وی را قربانی نکردند و آزاد شد 

 

پادشاه که به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت: 

 

اکنون فهمیدم منظور تو از اینکه میگفتی هر چه رخ میدهد  

 

به صلاح شماست چه  بوده زیرا بریده شدن انگشتم موجب  

 

شد زندگیام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان افتادی  

 

این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت؟!!
 

وزیر پاسخ داد: پادشاه عزیز مگر نمیبینید،اگر من به زندان  

 

نمیافتادم مانند همیشه در جنگل به همراه شما بودم  

 

در آنجا زمانی که شما را قربانی نکردند مردم قبیله مرا 

 

 برای قربانی کردن انتخاب میکردند،بنابراین میبینید که  

 

حبس شدن نیز برای من مفید بود!!!

 

 

تصمیمات خداوند از قدرت درک ما خارج است  

 

اما همیشه به سود ما می باشد . 

 

(( پائولوکوئیلو ))